هدف گذاری چگونه عمل می­کند؛ راز برملا می­شود

هدف گذاری

اگر به پیشرفتی که مد نظرتان است و قادر به انجامش هستید، نمی‌رسید، فقط به این دلیل است که اهدافتان را به صراحت مشخص نکرده‌اید. هدف گذاری از ارکان اصلی پیشرفت و موفقیت است. هر آنچه را که به وضوح تجسم کنید، دائم به دنبالش باشید، عمیقاً به آن باور داشته باشید و با اشتیاق بر آن اثر بگذارید، به طرز غیرقابل اجتنابی اتفاق می‌افتد. وقتی قدرت خلاق خود را سازماندهی کرده و بر اهداف مشخص متمرکز کنید، اتفاقی جادویی رخ می‌دهد. من بارها دیده‌ام که موفق‌ترین افراد دنیا به دلیل ترسیم رویاهایشان موفق شدند. شخصی که دلایلی واضح، متقاعدکننده و تأثیرگذار دارد، راه انجام کارها را پیدا می‌کند.

شما آن چیزی را می‌بینید، تجربه می‌کنید و به دست می‌آورید که به دنبالش هستید و جزو هدف گذاری شما می باشد. اگر نمی‌دانید به دنبال چه هستید، مطمئناً به آن دست نخواهید یافت. طبیعت ما این است که مخلوقاتی هدف جو هستیم. مغز ما همیشه سعی می‌کند دنیای پیرامونمان را با آنچه در دنیای درون می‌بینیم و انتظار داریم، سازگار کند. بنابراین، وقتی مغز خود را طوری آموزش می‌دهید که به دنبال خواسته‌هایتان باشد، آن‌ها را خواهید دید. در حقیقت، مورد مطلوب شما احتمال زیاد همیشه در اطرافتان وجود داشته است، اما ذهن و چشمانتان آن را نمی‌دیده است.

به همین دلیل است که وقتی به چیزی فکر می‌کنید، به نظر می‌رسد به شکل معجزه‌آسایی آن را وارد زندگی تان می‌کنید. در واقع اکنون فقط چیزی را دیده‌اید که قبلاً هم آنجا بوده است، به زندگی‌تان جذب می‌کنید. قبلاً آنجا یا در دسترس شما نبود تا وقتی که افکارتان متمرکز شد و ذهنتان را به سمت دیدن آن هدایت کرد. هیچ موضوع اسرارآمیزی در کار نیست. در حقیقت کاملاً منطقی است. اکنون با این ادراک جدید هر آنچه ذهنتان از درون به آن فکر می‌کند، همان چیزی است که بر آن تمرکز می‌کنید و ناگهان آن را می‌بینید. به عبارت دیگر، هدف گذاری ابعاد پنهان نادیده ها را برای شما روشن می سازد.

<a href=هدف گذاری" width="1024" height="682" />

مثال زیر بسیار مناسب است زیرا کاملاً حقیقی است. با خرید یک ماشین جدید، ناگهان آن مدل ماشین را در همه جا می‌بینید. به نظر می‌رسد که ناگهان هزاران عدد از آن ماشین به خیابان‌ها اضافه شده در حالی که تا دیروز اصلاً چنین نبود. آیا این تصور واقعی است؟ البته که نه. آنها همیشه در خیابان بوده اند، اما شما به آنها توجه نمی‌کردید. بنابراین واقعاً برای شما وجود خارجی نداشتند تا وقتی که به آنها توجه کردید.

وقتی اهدافتان را تعریف می‌کنید، باعث می‌شوید مغزتان دنبال چیزی جدید باشد و بر آن تمرکز کند. درست مانند این است که چشمان جدیدی در اختیار ذهنتان قرار می‌دهید که با آن‌ها همه مردم، شرایط، مکالمات، منابع، ایده ها و خلاقیت موجود در اطراف تان را می‌بیند. به این بینش جدید، ذهنتان سعی می‌کند تا آنچه را در درون خود می‌خواهید یعنی اهدافتان را با آنچه در دنیای بیرون وجود دارد تطبیق دهید. به همین سادگی. تفاوت ایجاد شده در تجربه شما از دنیا و جذب ایده­ها، افراد و فرصت‌ها به زندگی‌تان پس از تعریف اهداف چشمگیر است.

به عقیده برایان تریسی، افراد برتر اهداف کاملاً مشخصی دارند. آنها می‌دانند که هستند و چه می‌خواهند. همه این موارد را می‌نویسند و برای انجام آنها برنامه‌ریزی می‌کنند. افراد موفق اهداف‌شان را در ذهن خود حمل می‌کنند، درست مانند تیله‌هایی که در یک قوطی می‌چرخند. هدفی که مکتوب نباشد خیالی بیش نیست. همه خیالاتی دارند اما آن خیالات هیچ گاه به واقعیت نمی‌پیوندند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

fa_IRPersian
fa_IRPersian